یادداشت کودک با موضوع تولد امام رضا(ع) | همسایه‌ی خورشید
  • کد مطالب: ۳۳۱۸۰۲
  • /
  • ۰۸ ارديبهشت‌ماه ۱۴۰۵ / ۱۳:۵۰

یادداشت کودک با موضوع تولد امام رضا(ع) | همسایه‌ی خورشید

طیبه ثابت
نویسنده طیبه ثابت
سلام بچه‌ها! اسم من مهدیار است، یک بچه‌مشهدی هستم. من هم مانند شما امام‌رضا(ع) را خیلی دوست دارم. ما خیلی زودبه‌زود به زیارت آقا امام‌رضا(ع) می‌رویم.

سلام بچه‌ها! اسم من مهدیار است، یک بچه‌مشهدی هستم. من هم مانند شما امام‌رضا(ع) را خیلی دوست دارم. ما خیلی زودبه‌زود به زیارت آقا امام‌رضا(ع) می‌رویم، زیرا او آقا و امام مهربان ماست. آدم وقتی کسی را خیلی دوست دارد، دلش برای دیدن آن عزیز مدام بهانه می‌گیرد.

بچه‌تر که بودم، همیشه این سؤال در سرم چرخ می‌زد که این همه مردم از همه‌جای دنیا برای زیارت می‌آیند، یک‌وقت اگر جا کم بیاید، چه؟ اما بعدها که بزرگ‌تر شدم، فهمیدم حرم امام‌رضاجانمان مانند بهشت زیبا و بزرگ است و همیشه برای همه‌ی مهمانانش جا دارد.

کوچک‌تر که بودم، فکر می‌کردم برای چه این همه زائر و مسافر در تابستان‌های داغ و زمستان‌های یخ‌بندان با تحمل سختی باز هم به زیارت امام هشتم می‌آیند!

اما وقتی بزرگ‌تر شدم، فهمیدم این همه شوق زیارت به‌دلیل این است که آن‌ها هم عاشق امام‌رضا(ع) و مهربانی‌هایش هستند. امام‌رضا(ع) خیلی بزرگوار و مهربان است و می‌تواند به همه‌ی ما کمک کند.

من همیشه وقتی به زیارت می‌روم، مطمئن هستم او به حرف‌های من گوش می‌دهد و به من کمک می‌کند. وقتی حرم می‌روم، فکر می‌کنم در بهشت هستم و همه‌ی غم‌ها و غصه‌هایم تمام می‌شود.

خانه‌ی امام‌رضا(ع) خیلی بزرگ است و خادم‌هایش همه جا به مردم کمک‌های زیادی می‌کنند تا یک زیارت خوب داشته باشند.

این یه نعمته که حرم امام‌رضاجون توی کشور ماست. بفرمایید بریم زیارت!

زیارت یه آداب و ترتیبی داره؛ اوّل باید اجازه بگیریم برای واردشدن.

سلام امام‌رضاجون! 
سلام ضامن آهو! سلام‌کردن کار خیلی خوبیه. من همیشه به خادما هم سلام می‌کنم.

من اومدم پابوست امام‌رضاجونم. یه عالمه حرف دارم، یه عالمه دعا که توی دلمه. ممنونم که به حرفام همیشه گوش می‌دی و دوستم داری و کمکم می‌کنی.

راستی، وقتی زیارت‌نامه می‌خونیم، حالمون چقدر خوب می‌شه!

امام‌رضا‌جون ازت خواهش می‌کنم به همه‌ی بچه‌ها و مردم فلسطین کمک کنی تا پیروز بشن و دوباره خونه و زندگی داشته باشن. بعدش هم به همه‌ی اونایی که توی دلم گفتم، کمک کنی.

وای! چقدر آب سقاخونه خنک‌تر و خوش‌طعم‌تر از همه‌ی آبای دنیاست!

چقدر زیارت و حرم‌رفتن و با امام‌رضاجون صحبت کردن، حالم رو خوب می‌کنه. حالا دیگه باید برم. موقع بیرون‌رفتن از حرم دوباره به امام عزیزم سلام می‌دم تا یک زیارت دیگه بطلبه بیام.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.